أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

148

قانون ( فارسى )

مىباشد دوم حضض مكى كه نوع ساخته شدهء آن است . نوع سومى هم هست كه بدل حضض و مغشوش است . و غش چنان ماهرانه صورت گرفته كه آن را از حضض اصلى نتوان بازشناخت . مثلا افشرهء زرشك را در آب مىجوشانند تا منعقد مىشود و مردم پندارند كه حضض درست است . حضض هندى داراى قوتى است كه تقريبا گوهرش آتشى لطيف و خاكى سرد است . حضض مكى به گفتهء ديسقوريدوس از درختى است خاردار كه شاخه‌هايش سه ذراع و بيشتر از سه ذراع درازى دارد و ميوه‌اش به فلفل شبيه و بهم چسبيده و صاف است و پوست زرد دارد و ريشه‌هايش بسيار است . و در جاهاى سخت و دوردست مىرويد . براى بدست آوردن حضض : 1 - پوست درخت را دست‌نخورده از درخت مىچينند و مىكوبند و آبش را مىگيرند . 2 - پوست درخت را در آب مىپزند و بعد از پختن بيرون مىآرند و بارى ديگر بر آتش مىگذارند تا منعقد مىشود . گاهى اين نوع پخته شده را غش مىكنند . چنان كه درد روغن زيتون يا شيرهء افسنتين ( خاراگوش ) يا زهرهء ماده‌گاو را در حال پختن با وى مىآميزند . 3 - ميوهء درخت حضض را در آفتاب مىگذارند و بعدا افشره‌اش را مىگيرند . بهتر اين سه نوع حضضى است كه هرگاه بر آتش نهى گر گيرد و گاهى آن را خاموش كنى كفى برآرد كه همرنگ اجزاى درونى آن باشد . گزينش : حضض هندى در سروكار داشتن با موى از مكى بهتر است و حضض مكى در معالجهء ورمها از هندى مفيدتر است . مزاج : گرمى و سردى معتدل دارد و در دوم خشك است . خاصيت : در حضض هندى گدازندگى هست و اندكى گيرندگى و در علاج هر نزيفى مفيد است . يعنى گدازندگى در درجهء اول و خشكانندگى در درجهء دوم و گيرندگى در حضض سومين درجه را دارد . علاوه بر اين نيروى لطيف هم دارد . آرايش : موى را محكم كند و رنگ موى را سرخ گرداند و بويژه هندى در اين زمينه قويتر از مكى است . لكه‌هاى سياه صورت را مىزدايد . و همه انواع حضض داروى كژدمه مىباشند . ورم و جوش : داروى ورمهاى سست و مورچگى است . زخم و قرحه : قرحهء پليد را دواست . مفاصل : مفاصل را استحكام بخشد . سر : در مداواى چرك و ريم گوش ، قرحهء گوش ، زخم لثه و بيماريهاى لثه بسيار سودمند و اگر كام را بدان بيندايند جوش دهان و زبان را خوب مىكند . چشم : دواى رمد است ، قرنيه را جلا دهد . تم چشم را از بين مىبرد . شفاى گرى چشم است . سينه : تناول حضض هندى علاج خون برآوردن و سرفه است . اندامان غذا : خوردن يا ماليدن حضض هندى بر بدن در علاج يرقان سياه و طحال سودمند است و درخت حضض نيز در اين زمينه مفيد است و در اسهال معده نيز نافع است . اندامان دفعى : داروى تركهاى پيزى است . بخورند يا بردارند در علاج اسهال مزمن ، اسهالى كه از ناتوانى معده آيد ، ديزانترى مؤثر است و خون حيض را راه اندازد . ميوهء تازه و ترش در بيرون راندن بلغم آبى و شفا دادن قرحه‌هاى پيزى و بازداشتن خونريزى زنانه و علاج بواسير سودمند است . زهرها : ميوه‌اش در مقابل سمهاى كشنده مقاومت مىكند و حضض هندى را تناول كنند گزند هارگزيده را خنثى سازد . جانشين : وزن آن فيل زهره و نيم وزنش نخل هندى ( فوفل ) و نيم وزنش صندل است . حناء : ديسقوريدوس گويد : حناء درختچه‌اى است كه برگهايش بالاى شاخه‌ها قرار گرفته و به برگ